دسته: محمدرضا خسرویRSS
کار نوشتن
10 بهمن 1395
بدون دیدگاه

کار نوشتن

سرمقاله کار نوشتن   محمدرضا خسروی همسر یکی از نویسندگان مشهور امریکای لاتین به شوهرش گفته بود: «تنها کاری که تو به درد آن می‌خوری، نوشتن است» منظور اصلی این حرف در جریان مکالمه خانوادگی آن دو البته با تعریفی همراه بوده است. یعنی که شوهر از کل کارهای خانه و بچه‌ها و اداره زندگی […]

فرهنگ آزادی
5 بهمن 1395
بدون دیدگاه

فرهنگ آزادی

سرمقاله فرهنگ آزادی   محمدرضا خسروی ماریو بارگاس یوسا نویسنده شناخته شده آمریکای لاتین که ایرانیها با بسیاری از آثار او آشنا هستند، در مورد پدیده جهانی شدن نظر بسیار جالبی دارد که عیناً در دنباله همین مطلب نقل خواهم کرد، شاید در نگرش برخی افراد و حتی در نگاه روشنفکران جامعه بتواند تحولی ایجاد […]

دیدار با کتاب
28 دی 1395
بدون دیدگاه

دیدار با کتاب

سرمقاله دیدار با کتاب   محمدرضا خسروی تردید ندارم که بارها شنیده‌اید و بارها گفته‌اند که جامعه ایرانی یکسره با کتاب قهر کرده است. وقتی که در دهه‌های چهل و پنجاه و حتی شصت شمسی تیراژ کتاب 3000 نسخه برای 35 میلیون نفر بوده است و حالا پس از چهل– پنجاه سال تیراژ کتاب به […]

تنها نه او، که ما نیز در گور خفتگانیم
26 دی 1395
بدون دیدگاه

تنها نه او، که ما نیز در گور خفتگانیم

سرمقاله تنها نه او، که ما نیز در گور خفتگانیم محمدرضا خسروی در دو سه روز اخیر روزنامه‌ها، رادیوها، تلویزیونها و شبکه‌های اجتماعی در فضای مجازی، یکسره منادی و نماینده چیزی بودند شگفت، از جنس خبر که در واقع خبر نبود، عکس و حادثه و نمایش هم نبود، کشفی بود از جنس زهر، زهری بود […]

زبان روزنامه‌نگاری
19 دی 1395
بدون دیدگاه

زبان روزنامه‌نگاری

سرمقاله زبان روزنامه‌نگاری محمدرضا خسروی   روی سخنم با روزنامه‌نگاران است، کسانی که خود را در برابر بسیاری از رویدادها و کارها و کردارها پاسخگو می‌شناسند، کسانی که بیدارند تا دیگران را بیدار نگهدارند. می‌خواهم بگویم در کنار همه این دغدغه‌ها، در برابر زبان مادری و وفاداری به آن هم می‌بایست باری بر دوش بگیرند […]

وظیفه دادستان
5 دی 1395
بدون دیدگاه

وظیفه دادستان

سرمقاله وظیفه دادستان محمدرضا خسروی این روزها به هر دلیلی و یا بدون اشاره به واقعه‌ای مورد پرسش قرار می‌گیرم که: وظیفه دادستان چیست؟ و من غالباً پاسخ می‌دهم که نه‌تنها دادستان که دادیار و بازپرس و دادرس و مستشار و رئیس محکمه هرکدام در مجموعه دستگاه عدلیه وظایفی دارند که قانون اگر نه به‌روشنی […]

کلافهای سردرگم
1 دی 1395
بدون دیدگاه

کلافهای سردرگم

سرمقاله کلافهای سردرگم محمدرضا خسروی وقتی در سالهای دور دهه هفتاد «مثنوی‌های بی‌پایان» را در مجله حقوقی دادگستری می‌نوشتم فکر نمی‌کردم که قوانین ایران غیر از بیماری ورم مفاصل و اندامها از چیز دیگری هم رنج می‌برد اکنون دراین دهه به نتیجه دیگری نیز رسیده‌ام که قانون ما از بابت تداخل و تزاحم مراجع رسیدگی […]

سخنان نیابتی
23 آذر 1395
بدون دیدگاه
محمد رضا خسروی

سخنان نیابتی

اکنون که تنور جنگ های نیابتی را در منطقه و در بیشتر گوشه های کره ارض گرم نگه داشته اند و این تنورها هیزمی دارند از جنس رگ و پوست و جان و جسم و خیال و خانه مردم بگذارید به حکم تداعی و به حکم وظیفه ای که مطبوعات و ادبیات و رسانه ها بر دوش دارند از تعهدی حرف بزنم که خود نام آن را متأثر از اصطلاحات روز «سخنان نیابتی» گذاشته ام…

می‌توان نوشت
21 آذر 1395
بدون دیدگاه

می‌توان نوشت

سرمقاله می‌توان نوشت محمدرضا خسروی   هرتا مولر نویسنده رومانیایی ‌تباری که به آلمانی می‌نویسد اخیراً و در مراسم اعطای نوبل ادبیات که افتخار دریافت آن را پیداکرده بود سخنانی ایراد کرده بود که من از میان آن‌همه، ‌این جمله را برجسته یافتم که برای شما هم می‌نویسم: «حرفی را که نمی‌توان گفت، می‌توان نوشت» […]

قانون زبان
7 آذر 1395
بدون دیدگاه

قانون زبان

عصر ناگزیر بودم که یکی دو ساعتی در کنار خیابانی از خیابانهای بالای شهر منتظر بمانم. کلاسی بود که باید تمام می‌شد و من باید همچنان می‌ماندم تا آن را که به کلاس رفته است برگردانم اما با آلودگی نفس‌گیر هوا بهتر آن دیدم که در اتومبیل بنشینم و شیشه‌ها را بالا بکشم و چیزی بخوانم. آن چیز مجله‌ای بود حقوقی که از سوی عدلیه تهران منتشر می‌شود…