نظریه مربوط به فرصت‌های جرم فعالیت روزمره

دسته: آخرین مطالب , جامعه شناسی جنابی , مطالب برگزیده
یکشنبه - 24 اردیبهشت 1396


نظریه مربوط به فرصت‌های جرم فعالیت روزمره

منصوره حسینی-حقوقدان

 

 نظریه فعالیت روزمره برای اولین بار توسط  لاری کوهن ومارکوس فلسوندر سال ۱۹۷۹ ارائه گردیده است.این نظریه که ابتدا در بزه دیده شناسی مطرح شد و سپس در جرم شناسی هم مورد استفاده قرار گرفته است.

در نظریه فعالیت روزمره اعتقاد بر این است که جرم ارتکاب یافته و بزه دیدگی با طبیعت خصوصیات زندگی معمولی انسان یا به عبارتی تعامل ها و کنش های اجتماعی در ارتباط است و همزمان با تغییر این تعامل ها و خصوصیات نرخ جرایم نیز تغییر می‌یابد.

همان متغیرهایی که فرصت‌های برخورداری از مزایای زندگی را افزایش می‌دهد فرصت‌های وقوع خشونت و تعدی را هم حضوری می‌بخشد.دیدگاه فعالیت روزمره بر این فرض مبتنی است که تحقق جرم باید میان حداقل سه عامل تقارن زمانی و مکانی وجود داشته باشد. این سه عامل عبارتند از : 1-وجود بزهکار احتمالی تحریک شد ه 2-وجود آماج جرم مناسب 3- فقدان محافظ کارآمد برای جلوگیری از وقوع جرم .

یعنی در حالت عادی جرم زمانی تحقق می یابد که یک آماج جرم مناسب در حضور بزهکار احتمالی تحریک شده باشد بدون وجود محافظ کارآمد.

 وجود بزهکار احتمالی تحریک شده + آماج جرم مناسب – فقدان محافظ کارآمد =فرصت جرم

فعالیت های اجتماعی و روزمره باعث می‌شود تا مجرمان و بزه دیدگان به ارتکاب با یکدیگر برسند و نوعی همگرایی میان مجرمان با انگیزه و اهداف و عدم ایمنی ایجاد شود وتغییر در این فعالیت‌ها احتمال وقوع جرم را بیشتر یا ضعیف تر میکند.

به نظر کلارک و اک برای تحقق جرم تسهیل کننده های جرم کمک فراوانی به بزهکاران احتمالی تحریک شده می‌کند این تسهیلات به سه دسته قابل طبقه‌بندی هست.

اولین شرط تحقق جرم از نظر دیدگاه فعالیت روزمره وجود بزهکاران بالقوه ای است که شرایط موجود او را به حد کافی تحریک به ارتکاب جرم کرده از دیدگاه فعالیت روزمره در راهبردهای پیشگیرانه ی خود همه افراد را به نحوی مستعد بزهکاری می‌داند.یعنی حذف بزهکاران بالقوه را امری ناممکن دانسته است و در عوض بر سرمایه گذاری در زمینه دو عنصر دیگر یعنی تقلیل آماج جرم و ارتقای محافظ کارآمد از آماج جرم تمرکز می‌کنند.

1- تسهیلات فیزیکی 2- تسهیلات اجتماعی 3- تسهیلات ناشی از مصرف مواد روانگردان

مورد دوم وجود آماج جرم مناسب است. کلارک آماج جرم را اینگونه تعریف می کند آماج جرم به شخص یا چیزی اطلاق می شود که بزهکار آن را مورد تهاجم تصاحب یا آسیب قرار می دهد.

بنابر این آماج جرم که همان هدف مورد توجه بزه کار محسوب می‌شود اعم از یک شخص بزه‌دیده یا چیزی متعلق به یک شخص است. مال یا وجود برخی ویژگی ها در فرد یا اماکن آنان را به آماج بالقوه جرم تبدیل می کند و امکان بزه دیدگی آنان را نسبت به سایرین بالاتر می‌برد این شرایط و ویژگی ها در خصوص جرائم مختلف متفاوت است می‌توان با بررسی و تحلیل جرائم این خصوصیات را در خصوص هر جرم و هر جامعه ای استخراج نمود

فایده عملی این مطالعات آن است که می‌توان از طریق شناسایی عوامل مذکور تدابیر پیشگیرانه را ساماندهی کرد.

محققین مطالعات فراوانی در خصوص شرایطی که آماج جرم را مستعد می‌کند انجام دادند تلاش کرده اند تا ضابطه هایی برای تشخیص موارد زمینه‌ساز بزه دیدگی تعیین کنند.

این معیارها برای جرائم مختلف از جمله در جرایم علیه اموال و جرایم علیه اشخاص متفاوت است.

۱-آماج جرم در جرایم علیه اموال

برای اینکه یک شئ جذاب باشد محصولی جرم زا تلقی شود و بزهکار را به سوی خود جذب نماید تا کنون دو شاخص

قابل حمل بودن ارزش داشتن قابل مشاهده بودن و در دسترس بودن یعنی در مواردی که مالی ارزشمند و قابل حمل بوده و در معرض مشاهده افراد متعدد گذاشته شده و قابل دسترسی باشد احتمال سرقت و آن بیشتر خواهد بود. مورد بعدی قابل پنهان کردن قابل انتقال بودن قابل دسترسی بودن گرانبها بودن لذت بخش بودن و قابل مصرف بودن است.

 آماج جرم در جرایم علیه اشخاص:

آمار جرم در جرایم علیه اشخاص که همان کسی است که شیوه زندگی و فعالیت های روزمره او ممکن است او را در برابر جمع آسیب‌پذیر کنند. بزه دیده به عنوان رکن اساسی وضعیت پیش جنایی می‌توانند نقش مهمی در به جریان انداختن و تحقق جرم ایفا کند وجود افراد آسیب پذیر تر از سایرین که کمابیش برای بزهکاران بالقوه مطلوب بوده و آماج و اهداف مناسبی برای آنان به حساب می آید می توانند چه در محل شکل گیری نقشه جرم و اندیشه مجرمانه چه در مرحله عملی کردن آن باعث تسریع حرکت برای آن جرم شود.

در رویکرد فعالیت روزمره به جای واژه بزه‌دیده ترجیحاً اصطلاح آماج جرم مورد استفاده قرار می گیرد. مورد سوم فقدان محافظه کار آمدن حافظ کارآمد یکی دیگر از متغیرهای وضعیتی است که فقدان آن از اجرای وضعیت پیش جنایی است. منظور از محافظ هر شخص یا حیوان یا شئ است که حضور موثر آن موجب پیشگیری از جرم ‌شود. محافظت اغلب امری ناخودآگاه است اما هنوز به عنوان هر هدفی به طور ویژه در معرض خطر واقعه ی مجرمانه قرار می‌گیرد . در مجموع می‌توان گفت که بزهکاران به زمان و فضای نیاز دارند که محافظان در کار آنها مزاحمت و دخالتی ایجاد نکنند. برای مثال خشونت‌های خانگی به حریم خصوصی وابسته است به صورتی که اعضای خانواده و همسایه هاحضور نداشته باشند تا از وقوع آن جلوگیری کند.


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۷
برچسب ها:
دیدگاه ها

تصویر امنیتی را وارد کنید *